مرتضى مطهري

172

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

او را تشكيل داده باقى خواهد ماند . البته كسانى كه از ما خاطره نگاه مىدارند به نوبهء خود خواهند مرد و آثارى كه باقى بگذاريم كهنه و نابود مىشود . هر دوى اينها وارد تاريخ مىگردد . . . هيچ كس نمىتواند جلو اين جريان را بگيرد يا خود را مانند رسوبهايى بداند كه به صورت دماغه و جزيره در كنار جريان يا در گل و لاى قعر آن جا گذاشته و جداى از جريان شود . سيل خروشان روزگار واردات را طورى منقسم و مخلوط مىنمايد كه جزء لاينفك و عضوى از جريان مىشود . انسان از آن روزى كه صاحب عاطفه و حافظه و حساس شد و هماهنگى با مكان و زمان پيدا كرد ، خواه ناخواه همراه و بلكه جزئى از جريان گرديده حضوراً و غياباً چه در حيات و چه در ممات با آن در حركت و فعاليت مىباشد . كوچكترين افراد نيز در نسل خود و در شعاع كوتاه همسايگان و همكاران ، حفاظت و تكرار مىشود . بنابراين انسان كه بالاجبار اهل انس و اجتماع و ارتباط با عالم مىباشد و شخصيت هم دارد ، پيوندهاى بىشمار با دستگاه لايزال و زندهء وجود پيدا كرده همراه گذشتگان و آيندگان در حركت و حيات مىباشد ، تا ببينيم اين سيل او را به كدام مسيل يا در كدام دريا و يا در چه هوايى خالى خواهد كرد . صفحهء 242 : بدن فيزيكى انسان براى محيطهاى فيزيولوژيك و پسيكولوژيك حكم مركز ثقلى را دارد ، مبدأ تشعشع صادرات و مقصد تجمع واردات مىباشد . ولى همانطور كه گفتيم وجود شخص منحصر به اين مركز نيست ، بلكه منبسط و ممتد در تمام نقاطى است كه جذب و دفع او كارگر باشد ، عيناً مانند يك قطعه جسم گداخته يا يك عنصر راديواكتيو كه تمركز و تجمعى